شعری که منو مانی با هم می خونیم...
اتل متل گرگه اومد تو گله 
هی دمشو تکون داد
دندوناشو نشون داد
داد کشید و هوار کرد 
چوپون ما فرار کرد
یه بز پرید اینجا یه بز پرید اونجا
گرگه به دنبال بزها تو صحرا
یکدفعه افتاد و دمش کنده شد
گله پر از خنده شد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شعری که منو مانی با هم می خونیم... 

