مانیمانی، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

❤ مانی...تنها بهانه زیستن ❤

شعر حموم مانی گل

1390/5/10 14:23
نویسنده : ღ نانی ღ
732 بازدید
اشتراک گذاری

 

وقتی مانی جو جو رو می برم حموم کنه این شعر و براش می خونم:

 

چشم، چشم، دو ابرو، نگاه من به هرسو

 پس چرا نیستی پیشم، نگاه خیس تو کو

 گوش گوش دوتا گوش، دو دست باز، یه آغوش 

بیا بگیر قلبمو، یادم تو را فراموش

چوب، چوب، یه گردن، جایی نری تو بی من

 دق میکنم میمیرم، اگه دور بشی از من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مهدي حاجيان
11 مرداد 90 6:29
احساس مادرانه ات ستودنيست
تبريك


ممنون
مامان رها
11 مرداد 90 11:53
ای جونم چه شعر قشنگی راستی ناهید جون بخدا ایمیل زدم من نمیدونم دیگه چیکار کنم که تو این کد رو دریافت کنی


ممنون عزیزم مثل اینکه قسمت نیست
پانی
15 مرداد 90 0:11
شعر قشنگیه مامان جون مانی.
منم با اجازه آقا مانی پهلوان امروز این شعر رو موقع پوشک عوض کردن آقا بهداد براش خواندم و پسرم هم توجه فرمودند.
مرسی از مامان نانی و پسمله خوشگلش.
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


خواهش میکنم عزیزم.بوووووووس
سارا
15 مرداد 90 9:44
خیلی خوشگل بود مرسی مامان گلش


خواهش میکنم عزیزم