سفر به شمال با مانی جوجو
سلام یکی یدونه ، همونطور که گفتم تعطیلات رو رفتیم شمال پیش بابا جونی و مامان جونی . خیلی خوش گذشت . هوا خوب بود . البته توی راه همش خواب بودی . عمه هم با ما اومد . عقب پیش تو نشسته بود همش هواتو داشت تا اذیت نشی .
برای اینکه به ترافیک جاده نخوریم ساعت 8 غروب چهارشنبه حرکت کردیم که البته بازم ترافیک بود و ساعت 1 نیمه شب رسیدیم .
مامان جونی برامون شام خوشمزه آماده کرده بود . شام نخورده بودن تا ما برسیم . خلاصه تا ساعت 30/2 بیدار بودیم و بعد هم خوابیدیم . صبح هم با سر و صدای شما از خواب بیدار شدیم . ناهار هم جوجه کباب خوشمزه ای که بابا جون و بابا نیما زحمتشو کشیده بودن نوش جون کردیم که خیلی چسبید .
راستی یه روز هم ظهر که هوا خوب بود عمه نسیم یه وان پر از آب گذاشت وسط حیاط ، توش هم کلی گل رز ریخت بعد گذاشتیمت توی آب، کلی آب تنی کردی و خنک شدی .
حیف که تعطیلات کوتاه بود . کلی هم عکس خوشگل ازت گرفتیم که چندتاشو اینجا برات میذارم تا یادگاری بمونه .











سفر به شمال با مانی جوجو
