مانیمانی، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

❤ مانی...تنها بهانه زیستن ❤

حرفهای من با پسرم...

    فرشته ی كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را تباه کند نميتواند به عشق من به تو شك كند تمام ِ بودنت را حس مي كنم ... حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به تو عشق تو به من يك پديده است ... يك حقيقت بي نياز از استخاره ُ وگمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.                                                 ...
4 مرداد 1390

وروجک من...

داشتم آشپزی می کردم و برای اینکه مانی جوجو بهانه نگیره و گریه نکنه گذاشتم توی کریر جلوی آشپزخونه بعد از اینکه کارم تموم شد وقتی برگشتم دیدم به به این وروجک از کریر اومده پائین داره بازی میکنه اصلا صداشم در نمیاد . البته کیفیت عکس خوب نیست ولی بهتر از این نتونستم تو اون شرایط عکس بگیرم       ...
3 مرداد 1390

خرید برای آقا مانی

                                                                   سلام  پسر خوشتیپم ، یادم رفت بگم یکی از دوستام کلی لباسهای خوشگل از کانادا و دوبی آورده بود یکشنبه هفته پیش با بابایی رفتیم پیشش برات چند تا لباس ناز خریدم . خیلی بهت میان . آخه من خیلی توی خرید کردن وسواس  دارم ، از اونجائی که لباس...
1 مرداد 1390

روزای خوبی داریم کوچولو...

    سلام فندقم ماشااله خیلی زود زود داری بزرگ میشی . هر روز یه کار جدید انجام میدی و من و بابا رو خوشحال میکنی.الان دیگه خودت میتونی شیشه شیر رو بدون کمک نگهداری و شیر بخوری . کاملا میتونی غلت بزنی و تا مدت زیادی روی شکم بخوابی و بازی کنی . اما هنوز آب ریزش دهنت تموم نشده ،همش باید لباستو عوض کنم از بس که یقه لباست خیس میشه. هر کی رو می بینی که لباس تنش کرده زود میفهمی که میخواد بره دَدَر ، هی دست و پا میزنی و خودتو میندازی توی بغلش روزای خوبی داریم کوچولو...   ...
31 تير 1390