مانی و عروسکش
دل نوشته
همیشه توی ذهنم مادر کلمه مقدسی بود کلمه ای بزرگ و قابل ستایش... امروز وقتی نگاهم کرد و با همه اعضای صورتش خندید ... توی چشماش زل زدم... یعنی من مادرش هستم! دلم لرزید ... خودم را کوچک تر از این کلمه دیدم... دلم براش سوخت ... به خودم قول دادم بزرگ شوم... آن قدر بزرگ که لایق این کلمه باشم. ...
نویسنده :
ღ نانی ღ
11:52
وقتی مادر باشی می شود.............!
مگر میشود میان خود و دیگری ، دیگری را انتخاب کرد ! حُب به خویشتن پس چه میشود...؟! مگر میشود به خاطر دیگری ساعت ها بیدار ماند ، خواب را در خواب دید و باز با مهربانی به او لبخند زد...؟! خستگی و عدم هوشیاری پس چه میشود ...! مگر میشود تحصیل... دانشگاه .... و کار را رد کرد و با غرور مشق عاشقی نوشت؟! غنیمت شمردن فرصت ها پس چه میشود..! مگر میشود در چند کار تقسیم شد و همه را درست انجام داد..! قانون یک دست و دو هندوانه پس چه میشود..؟! آری : . . . وقتی مادر باشی میشود......... ! ...
نویسنده :
ღ نانی ღ
10:49
نمودار رشد 4 ماهگی آقا مانی
سلام شکلات ، قند و نبات خدا رو شکر که 4 ماه با هم بودیم و روزهای خوبی رو با هم تجربه کردیم . باز هم خدا رو شکر که یه نی نی ناز و سالم به من و نیما هدیه داد . و باز هم خدا رو شکر که من و نیما رو لایق نگهداری از فرشته کوچولوش دونست. امروز با عمه نسیم مهربون رفتیم برای واکسن مانی جوجو . آخه من اصلا دلم نمیاد پاهاتو نگه دارم و طاقت شنیدن صدای جیغ و گریه تو رو ندارم ، به خاطر همین همیشه عمه نسیم باهامون میاد. البته ماشااله اونقدر پسر آقا و صبوری هستی که اصلا جیغ نزدی و گریه هم نکردی . آفرین به تو پسر گلم. ضمناً قد و وزنت هم خیلی خوب بود . خانوم دکتر گفت ماشااله پسر قد بلندی هستی آخه نسبت به...
نویسنده :
ღ نانی ღ
23:03
با هم بودن...
وقتی هر سه می خندیم خواهم دانست تو در کنار مایی و بدون تو عشقی نیست ،حتی در لبخندی بر لب. مانی و مامان ...
نویسنده :
ღ نانی ღ
13:03
4 ماهگیت مبارک...
خیلی عاشقتم اما بعضی وقتها عاشق ترم می کنی... ...
نویسنده :
ღ نانی ღ
0:16






