مانیمانی، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

❤ مانی...تنها بهانه زیستن ❤

نمودار رشد 4 ماهگی آقا مانی

  سلام شکلات ، قند و نبات خدا رو شکر که 4 ماه با هم بودیم و روزهای خوبی رو با هم تجربه کردیم . باز هم خدا رو شکر که یه نی نی ناز و سالم به من و نیما هدیه داد . و باز هم خدا رو شکر که من و نیما رو لایق نگهداری از فرشته کوچولوش دونست. امروز با عمه نسیم مهربون رفتیم برای واکسن مانی جوجو  . آخه من اصلا دلم نمیاد پاهاتو نگه دارم و طاقت شنیدن صدای جیغ و گریه تو رو  ندارم ، به خاطر همین همیشه عمه نسیم باهامون میاد. البته ماشااله اونقدر پسر آقا و صبوری هستی که اصلا جیغ نزدی و گریه هم نکردی . آفرین به تو پسر گلم. ضمناً قد و وزنت هم خیلی خوب بود . خانوم دکتر گفت ماشااله پسر قد بلندی هستی آخه نسبت به...
12 تير 1390

با هم بودن...

  وقتی هر سه می خندیم خواهم دانست تو در کنار مایی و بدون تو عشقی نیست ،حتی در لبخندی بر لب.   مانی و مامان   ...
12 تير 1390

دوستت دارم...

  من می خواهم بدانی،امروز و هر روز وقتی می گویم دوستت دارم،این فقط یک کلمه نیست با یک معنی ساده... این یک احساس است،در کنار قلب من. یک عاطفه است که وجود دارد به خاطر تو...   به خاطر خنده ی تو،به خاطر چشمان تو،صدای تو، که قلب مرا روشن می کند،کلماتم را،زندگیم را روشن می کند... دوستت دارم یعنی تو برای من شادی می آوری، و به من آرامش می دهی... دوستت دارم یعنی تو شگفت انگیزی، انکار ناپذیرو همینطور عجیب... دوستت دارم یعنی تاابد...   ...
10 تير 1390

Email آقا مانی

  سلام جوجو حرف خاصی ندارم . فقط اومدم بگم دیروز  یعنی 2 تیر 1390 برات یه " ای میل " ساختم که هر وقت بزرگ شدی بتونی ازش استفاده کنی .  خودم بهت یاد میدم چیکار کنی . مثلا میتونی باهاش به دانشگاه های  معروف خارجی ای میل برنی  و ایشااله برای ادامه تحصیل پذیرش بگیری . خیلی کارهای دیگه هم میتونی بکنی که هر وقت بزرگ شدی یاد می گیری... maniyooshi@gmail.com     ...
3 تير 1390

تغییرات جدید مانی

   چند روز بود که مانی شیطون سعی می کرد خودش بچرخه ، البته موفق شده بود که یه پهلو بشه ولی چون یه دستش زیرش می موند نمیتوست کامل بچرخه و دمر بشه . بالاخره بعد از کلی سعی و تلاش  امروز خودش کاملا چرخید و روی شکمش خوابید . وروجک خیلی هم خوشش اومده حالا هی تند و تند  می چرخه . البته کار منم بیشتر شد چون باید همش حواسم بهش باشه. یه چیز دیگه هم یاد گرفت، خودش پستونکشو از دهنش درمیاره بعدم خودش دوباره میذاره توی دهنش. خیلی هیجان داره که آدم این تغییرات رو روز به روز میبینه .   ...
28 خرداد 1390