مانیمانی، تا این لحظه 7 سال و 9 ماه و 13 روز سن دارد

❤ مانی...تنها بهانه زیستن ❤

پست ثابت

 

 

Khatati.com

 

پسرم!

مرد بودن را در صدای کلفتت نبین! در داشتن سبیل پرپشتت نبین!

مرد بودن را در جایی جستجو کن که دختری در کنارت حس آرامش و امنیت کند! 

از وجودت نترسد!

مرد بودن به قد و قواره و هیکلت نیست!

به داشتن نداشته هایی است که یک زن آن را در وجود تو بیابد!

نرسد روزی که لعنت و آه کسی پشت سر من باشد برای به دنیا آوردنت!

بدان و آگاه باش که آنروز تو مادرت را کشته ای!

پسرم مرد باش

 

 

مادر که می شوی ...

مادر که می شوی تمام زندگیت می شود  دعا و خواهش از خدا برای عاقبت به خیر شدن فرزندت. مادر که می شوی بهترین هدیه برایت میشود سلامتی جسم و روح بچه ات. مادر که می شوی بیشتر فکر می کنی به مادرت... مادربزرگت. اینکه آنها چه سختی ها کشیده اند و چه آرزوهایی داشته اند مادر که می شوی غم و اندوه و شادی ات هم رنگ دیگری میگیرد و همه اینها گره میخورد به حال فرزندت. مادر که می شوی کوه های تمام عالم بر سرت خراب میشود وقتی به اندازه نیش سوزنی در پای فرزندت میرود. مادر که می شوی صبور میشوی و باحوصله ،انگار نه انگار که تا همین دیروز بی حوصله ترین آدم روی زمین بودی. مادر که می شوی خوابت هم با خواب فرزندت تنظیم میشود ، انگار نه ا...
11 آذر 1397

پسر دوست داشتنی من

پسر داشتن حس شیرینیه دنیای معصوم و کودکانه اش به من که یه زن هستم ، آرامش عجیبی میده !!! دلخوشیِ همیشگیِ روزهای سختم ... شادی بخشِ قلب خستم... امیدِ من ... تو بهترین هدیه خدا به منی پسرم تنها هستی من...   بُز مش اِسمال (مشتی اسماعیل) دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران آبان 1397 مانی از 2 سالگی با این آقا بزه عکس داره ...
9 آبان 1397

عزیزترینم، فرزندم، من مادرت هستم...

هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد، من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بیخوابیهای شبانه را، تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت حجمی از سکوت؛ تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات میتواند معجزه زندگی دوباره ام باشد؛ من نه بهشت می خواهم نه آسمان و نه زمین، بهشتِ من ، زمینِ من و زندگیم نفس های آرام کودکیِ توست؛ من هیچ نمیخواهم هیچ، هیچ روزی به من تعلق ندارد، همه ساعتها و ثانیه های من تویی  و من دست کودکیت را میگیرم تا به فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است بر تو؛ و هیچ منتی از من بر تو وارد نیست که من با اختیار و عشق تو را به این دنیا آورده ام.         ...
7 مرداد 1397

هر روز برای بودنت خدا رو شکر میکنم...

  با هر کلمه ای که میگم ... همیشه عاشقت میمونم هر وقت با تو تنهام باعث میشی حس کنم دوباره آزاد شدم هر وقت با تو تنهام باعث میشی حس کنم دوباره پاکم هر چقدر از تو دور باشم دوستت خواهم داشت هر چقدر زنده بمونم دوستت خواهم داشت من همیشه دوستت دارم جوجه قشنگم ... پسر عزیزتر از جونم         ...
6 مرداد 1397

پسرم بزرگ شده...

هر روز جلوی چشمم بزرگ و بزرگتر میشی ؛ هر روز قد میکشی و آقاتر میشی؛ بعضی وقتا حرفایی میزنی یا کارایی میکنی که باورم میشه خیلی بزرگی  خیلیم مهربونی مثل ....   دیروز رفتیم پارک هوا خیلی سرد بود لباس منم کم بود ؛ یه کم نشستم تا بازی کنی سردم شده بود صدات کردم گفتم مانی بیا بریم من سردمه  خیلی زود اون کاپشن کوچولوتو از تنت درآوردی دادی بهم گفتی مامان بنداز پشتت گرمت بشه 😍😍  چی میتونم بگم ؟؟!!! چجوری از خودت گذشتی؟  چجوری فکر کردی من با کاپشن تو گرم میشم! چجوری اینهمه مهربونی؟! چجوری اینقدر بزرگ شدی  عشق کوچولوی من! مانی جوجوی من 😚😚😚 ...
3 اسفند 1396

مردِ کوچک من

یه آژانس مدلینگ کودک از عشق خوشگلم دعوت کردن برای همکاری که انشالله یک ماه دیگه عکسش توی مجله مدلینگ چاپ میشه 😙😙😙❤❤   خیلی وقته که اینجا نیومدم اتفاقهای خوب و بد زیادی افتاده که باید سر فرصت همه رو ثبت کنم . فقط بخاطر آرامش و خوشبختی که دارم از خدای بزرگم ممنونم                 ...
20 تير 1396

مانی جوجو

روزا داره میگذره و مانی جوجو بزرگتر میشه این اواخر یه کم بد قلق شده و خیلی لجباز . همچنان مهد میره و کلی اجتماعی شده. درگیر قضیه " لوزه سوم " شدیم که خیلی هم آزار دهنده اس. مادرها ماشاله خودشون یه پا دکترن اونم از نوع متخصص اطفال از پاییز سال گذشته مانی درگیر عفونت گوش و سرماخوردگی پی درپی و تب و لرز میشد که به تبع اون منم باید مرخصی میگرفتم هی رفتیم مطب دکتر برخوردار هی آنتی بیوتیک که موقتا خوب میشد اما تا میرفت حموم روز از نو روزی از نو خلاصه قبل از عید که مانی شدیداَ دچار تغییرات رفتاری شده بود. پرخاشگری ، لجبازی ، گریه های بی دلیل، کابوس شبانه ، بی اشتهایی ، گوش درد ، بیش فعالی و ... که خیلی نگران شدم و تصم...
13 ارديبهشت 1394